X
تبلیغات
رایتل

عکس های خفن

عکس های خفن

شعر و متن کوتاه بسیار زیبا


شعر و متن کوتاه بسیار زیبا:

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

خدایا"آلودگی" آدمها از حد گذشته...

دنیا را چند روز تعطیل نمی کنی؟

**************************
بیچاره مترسک سرتاسر سال

از مزرعه محافظت می کرد

ولی با آغاز فصل سرما

تنش هیزم کشاورز شد

آری،پاداش وفاداری جز این نیست

******************************
یک نفر امد قرارم را گرفت 

برگ و بار و شاخسارم را گرفت 

چهار فصل من بهار بود ، حیف

باد پائیزی بهارم را گرفت 

اعتباری داشتم در پیش عشق

با نگاهی ، اعتبارم را گرفت 

عشق یا چیزی شبیه عشق بود 

آمد و دار و ندارم را گرفت . . . 

******************************
من که گفتم این بهار افسردنی است

من که گفتم این پرستو مردنی است 

من که گفتم ای دل بی بند و بار

عشق یعنی رنج ، یعنی انتظار 

آه عجب کاری به دستم داد دل

هم شکست و هم شکستم داد دل . . .

******************************
ای اشک ، آهسته بریز که غم زیاد است 

ای شمع آهسته بسوز که شب دراز است 

امروز کسی محرم اسرار کسی نیست 

ما تجربه کردیم ، کسی یار کسی نیست . . .

******************************
عشقی که تنها با یک نگاه آغاز میشود ، 

با شناخت سست و سست تر میشود 

ولی عشقی که با شناخت آغاز میشود 

با هر نگاهی عمیق و عمیق تر میشود . . . 

******************************
نمیدانم فرهاد ازچه چیز مینالید

اوکه تمام زندگیش شیرین بود!

*****************************
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﺒﺨﺶ ﮐﻪ ﺍﻣﺎﻧﺖ ﺩﺍﺭ ﺧﻮﺑﯽ ﻧﺒﻮﺩﻡ … 

ﺩﻟﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﯼ ﺷﮑﺴﺖ !

*****************************
هر که درکش بیش دردش بیشتر 

*****************************
یادت برایم همانند 

قصه ی سیگار پیرمردیست

که سال هاست میگوید

نخ اخر است

*****************************
یادش بخیر کودکی!

قهر میکردیم تا قیامت 

و لحظه ای بعد قیامت میشد

******************************
غمگینم

مثل عکسی در اعلامیه ی ترحیم

که خنده اش همه را می گریاند

******************************
سرنوشتم چیز دیگر را روایت میکند

بی تعارف این دلم خیلی هوایت میکند

قلب من با هر صدا با هر تپش با هر سکوت

غرق در خون یکنفس دارد دعایت میکند

******************************
آدمی را دیدم 

با سایه ی خود درد و دل می کرد

چه رنجی می کشد او 

وقتی هوا ابریست

******************************
آدم ها برای هم سنگ تمام می گذارند

اما نه وقتی که در کنارشان هستی نه

آنجا که در میان خاک خوابید

سنگ را تمام می گذارند و می روند

******************************
سنگ،کاغذ،قیچی بازی میکردیم باهم

من سنگ آوردم کاغذ آورد مچالم کرد!

کاغذ آوردم او قیچی آورد بریدم!

قیچی آوردم سنگ آورد منو شکست!

و اینگونه مرا له کرد برید و شکست!

در تمام بازی،نگاه من به او بود 

که چطور برای خرد کردنم تلاش میکند

باشه عزیزم تو بردی…

******************************
زندگی پانتومیم است

اگر حرف دلت را بر زبان آوری باخته ای

******************************
آواز تیشه امشب از بیستون نیامد

شاید به خواب شیر ین فرهاد رفته باشد

******************************
ساده لباس بپوش ساده راه برو

اما در برخورد با دیگران ساده نباش

زیرا سادگی ات را نشانه میگیرند

برای در هم شکستن غرورت …

******************************
من در اجتماعی زندگی می کنم که

احساس می کنم در آن دویدن

سهم کسانی است که نمی رسند 

و رسیدن حق کسانی است که نمی دوند. 

******************************
ترجیح میدهم با کفشهایم

در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم 

تا اینکه در مسجد نماز بخوانم 

و به فکر کفشهایم باشم! 

******************************
کمی گیجم کمی منگم عجیب است

پریده بی جهت رنگم عجیب است

تو را دیدم همین یک ساعت پیش

برایت باز دلتنگم عجیب است!

******************************
او رفت و انتظارش باقیست

پشت قدمش عبور اشکم جاریست

ایکاش بداند ک پس از او عمری

در خلوت من همیشه جایش خالیست

******************************
میروم شاید فراموشت کنم

با فراموشی هم اغوشت کنم

میروم از رفتن من شاد باش

از عذاب دیدنم ازاد باش

گرچ تو تنهاتر از من میشوی

ارزو دارم شبی عاشق شوی

ارزو دارم بفهمی درد را

حاصل برخوردهای سرد را

ارزو دارم خدا شادت کند

بعد شادی تشنه ی نامم کند

ارزو دارم شبی سردت کند

بعد ان شب همدم دردت کند

تا بفهمی با دلم بد کرده ای

با وجود احتیاج دست مرا رد کرده ای...

******************************
خدایا صبرم با دردم نمیخواند

صبری ک دادی تمام شد

اما دردم باقیست...

******************************
چه بگویم که ضربه آخر را خدایم زد

آن زمان که برای رفتنت

استخاره کردی و خوب آمد...

******************************
میرود و من پشت سرش آب نمیریزم

وقتی هوای رفتن دارد

دریا را هم به پایش بریزی

بر نمیگردد...

*******************************
تو مرا یاد کنی یا نکنی

باورت گر بشود گر نشود

حرفی نیست...

اما

نفسم میگیرد

در هوایی که نفس های تو نیست

******************************
ساده بودم ....که تورا ساده تجسم کردم 

بعد لبخند تو با گریه تبسم کردم

اشنا با همه ی پنجره های شهرم

چون تورا پشت همین پنجره ها گم کردم....

****************************
به سراغ من اگر می ایی

دگر اسوده بیا...

چند وقتیست که فولاد شده 

چینی نازک تنهایی من....

********************************
تو مپندار که از یاد تو را خواهم برد....

من بدون تو به یک پلک زدن خواهم مرد

******************************
کنار اشنایی تو اشیانه می کنم

فضای اشیانه را پر از ترانه میکنم

کسی سوال می کند برای چه زنده ای؟

و من برای زندگی تو را بهانه می کنم.

*******************************
ز غم کسی هلاکم که زمن خبر ندارد

عجب از محبت من که در او اثر ندارد

دروغ است میگویند دل به دل راه دارد

دل من ز غصه خون و دل او خبر ندارد

*******************************
چشم تو پنجره ی مرموزیست

کاش میدانستم 

پشت این پنجره کیست؟

کاش میدانستم

چه کسی در تو اقامت دارد؟

کاش اتش بودی و میسوزاندی

علف هرزه ی تردیدم را...

*******************************
هر جا که دلی هست ز غم فرسوده است

کس نیست که از رنج جهان آسوده است

گر بلبل محنت زده عاشق بوده است

باری دل غنچه از چه خون آلوده است؟!

******************************
چو گل های شقایق داغدارم

بیا پروانه شو بنشین کنارم

بزن مرهم به زخم قلبم ای دوست

که خنجر خورده ی این روزگارم

********************************
امشب به قصه دل من گوش میکنی

فردا مرا چو قصه فراموش میکنی....

******************************
اگر کسی مرا خواست

بگویید رفته باران ها را تماشا کند

اگر اصرار کرد

بگویید برای دیدن طوفانها رفته است

و اگر باز هم سماجت کرد

بگویید رفته است

تا دیگر باز نگردد

******************************
لحظه دیدار نزدیک است 

باز من دیوانه ام، مستم 

باز می لرزد، دلم، دستم 

باز گویی در جهان دیگری هستم 

******************************
دیگران را هم غمی هست به دل 

غم من لیک غمی غمناک است

******************************
جهان پر درد میبینم دوا کو؟

دل خوبان عالم را وفا کو؟

******************************
خداوندا از بچگی به من آموختند

همه را دوست بدار

حال که بزرگ شده ام و

کسی را دوست می دارم

می گویند:

فراموشش کن

******************************
خدایا به من زیستنی عطا کن

که در لحظه ی مرگ 

بر بی ثمری لحظه ای

که برای زیستن گذشته است

حسرت نخورم

و مردنی عطا کن

که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم

*****************************
پروردگارا به من تو فیق عشق بی هوس،

تنهایی در انبوه جمعیت 

و دوست داشتن بی آنکه دوست بداند

عنایت فرما

*****************************
وقتی که دیگر نبود

من به بودنش نیازمند شدم

وقتی که دیگر رفت

من به انتظار آمدنش نشستم

وقتی که دیگر نمی توانست

مرا دوست بدارد

من او را دوست داشتم

وقتی که او تمام کرد

من شروع کردم

وقتی که او تمام شد

من آغاز کردم

چه سخت است تنها متولد شدن

مثل تنها زندگی کردن است

مثل تنها مردن

***************************
دنیا را بد ساخته اند … 

کسی را که دوست داری ،

تو را دوست نمی دارد … 

کسی که تورا دوست دارد ، 

تو دوستش نمی داری … 

اما کسی که تو دوستش داری

و او هم تو را دوست دارد …

به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند …

و این رنج است...

******************************
سرمایه های هر دلی

حرف هایی است که برای نگفتن دارد

*****************************
خدایا ! به هرکه دوست میداری بیاموز که : 

عشق از زندگی کردن بهتر است

و به هر که دوست تر میداری بچشان که : 

دوست داشتن از عشق برتر

*****************************
تو را من یاد میدارم

همه هنگام

نه چون نیما که میگوید شباهنگام

*****************************
گر تو باشی می توان صد سال بی جان زیستن

بی تو گر صد جان بود یک لحظه نتوان زیستن 


*****************************
زندگی خالی نیست

مهربانی هست

سیب هست

ایمان هست

از چه دلتنگ شدی 

دلخوشی ها کم نیست

تا شقایق هست زندگی باید کرد!!!

*****************************
"به سراغ من اگر می ایید

نرم و اهسته بیایید

مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من"

****************************
به خانه من

ای مهربان

اگر امدی

چراغ بیاور و یک دریچه

تا از ان به ازدحام کوچه خوشبختی بنگرم...

****************************
هرکه شد محرم دل در حرم یار بماند

انکه این کار ندانست در انکار بماند

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر

یادگاری که در این گنبد دوار بماند

*****************************
زندگی حس غریبیست که یک مرغ مهاجر دارد

******************************
چه خوب یادم هست...

جمله ای که به ییلاق ذهن وارد شد

وسیع باش و تنها و سربه زیر و سخت 

****************************
بدون تو شبی تنها و بی فانوس خواهم مرد

دعا کن بعد دیدار تو باشد وقت پایانم---

****************************
رفته است و مهرش از دلم نمیرود

ای ستاره ها چه شد که او مرا نخواست؟

پس دیار عاشقان جاودان کجاست؟!

****************************
در مسیر نگاهت گلهای وحشی جان میگیرند

نگاهت را از من نگیر

تاب دیدن مرگ گلها را ندارم

*****************************

دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم

از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم

**************************
بی وفا رسم وفا از غم نیاموزی چرا؟

غم که با بیگانگی هرشب به ما سرمیزند

***************************
ای راحت جان یار وفادار که بودی؟

ما دل به تو دادیم تو دلدار که بودی؟

**************************
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم

دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟

****************************
رفتی و نمیشوی فراموش

می ایی و می روم من از هوش

*****************************
در رفتن جان از بدن گویند هرنوعی سخن

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

*****************************
در حسرت دیدار تو اواره ترینم

هر چند که تا منزل تو فاصله ای نیست....

***************************
پرواز هیچ پرنده ای را حسرت نمیبرم

وقتی قفسم چشمهای تو باشد

*****************************
در دیاری که در ان نیست کسی یار کسی

ایکاش که یارب نیفتد به کسی کار کسی

***************************
سوزی که درون دل ما میوزد این بار

کولاک شبانست

نسیم سحری نیست

**************************
پرواز را به خاطر بسپار پرنده رفتنیست

************************
من ندانم به نگاه تو چه رازیست نهان 

که من این راز توان دیدن و گفتن نتوان

**************************
سپردم به تو دل ندانسته بودم

که تو بی وفا در جفا تا کجایی؟

***************************
اگرچه گفتی از من سردی ای دوست

وگرچه با دلم بد کردی ای دوست

غریبانه تو را چشم انتظارم

یقین دارم که بر میگردی ای دوست

*****************************

در لحظه ها زندگی میکنیم

و در لحظه ها میمیریم

هر لحظه جاری را باید زیست

و برای زیستن امیدی باید یافت

و در لحظه های امروز

امیدی چون عشق را خواهیم یافت

تا فردایمان را با ان اغاز کنیم

پس ایکاش امروز دیروز بود...

****************************
هرکجا محرم شدی دست از خیانت بردار

ای بسا محرم که با یک نقطه مجرم میشود

*****************************
سر به زانو میگذارم تا نبینم رفتنش را

اه من در سینه بنشین تا نگیری دامنش را

***************************
من ندانم به نگاه تو چه رازیست نهان

که من این راز توان دیدن و گفتن نتوان

****************************
سکوت سرشار از نا گفته هاست

***************************
سکوتم از رضایت نیست 

دلم اهل شکایت نیست

****************************
کاش میشد سرنوشت را

از سر نوشت.

***************************
من ره به خلوت عشق هرگز نبرده بودم

پیدا نمیشدی تو شاید که مرده بودم

****************************
بی تو هر لحظه ملالیست مرا

هر نفس زحمت سالیست مرا

*****************************
روزگاری مثل گل ما هم نگاری داشتیم

این چنین خار نبودیم اعتباری داشتیم

ای که مارا در زمستان دیده ای با پشت خم

این زمستان را نبین ماهم بهاری داشتیم

****************************
کی رفته ای ز دل که تمنا کنم تو را؟

کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تو را؟

غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور

پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را

با صد هزار جلوه برون امدی که من

با صد هزار دیده تماشا کنم تو را

****************************
چرا گرفته دلت؟؟

مثل انکه تنهایی!!

چقدر هم تنها....

خیال میکنم دچار ان رگ پنهان رنگ ها 

هستی

و دچار یعنی عاشق

و فکر کن که چه تنهاست

اگر ماهی کوچک دچار

ابی دریای بیکران شود

****************************
گاهی نفس به تیزی شمشیر میشود

از هرچه زندگیست دلم سیر میشود

کاری ندارم کجایی چه میکنی؟

بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود

*****************************
آنجا که تو هستی

گذری نیست مرا 

میسوزدو این دل 

خبری نیست تورا 

میخواستم که به سوی تو پرواز کنم

اما......چه کنم بال و پری نیست مرا
تاریخ ارسال: جمعه 12 آذر 1395 ساعت 00:14 | نویسنده: سارا | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد